اول سپتامبر سال 1358 به اين‌جا آورد.)) هيچ سند قديمي در تأييد موضوع وجود ندارد. براساس روايت ديگري‌، رُتاريو جنگنده‌ٴ صليبي نبود و هرگز از كشورش بيرون نرفته‌بود، بلكه به‌ دليل ديگري آن نذر را به درگاه حضرت مريم كرد. تصوير سه‌تايي چند قرن در كليساي جامع‌ سان جوستوي سوزا در دره‌ٴ پاي كوه بود؛ اخيراً، آن را در نمازخانه‌ٴ تازه‌اي در رُتچاملونه قرار داده‌اند. در سال 1549 و شايد پيش از آن‌، در آن‌جا نمازخانه‌اي وجود داشت وعيد و مراسم‌ خاص بانوي برف‌ها سابقه‌ٴ كهن دارد (در زمان پاپ پيوس پنجم‌، 1566 ـ 1572، به‌صورت عيد سراسر جهان كاتوليك درآمد. ولي مدت‌ها پيش از آن يك عيد محلي بود).
اگر رُتاريو داستي در سال 1358 براي گذاشتن آن تصوير سه‌گانه به قله‌ٴ رُتچاملونه‌ رسيده‌باشد، مسلماً كار نماياني كرده‌است‌، اين كار ناممكن نيست‌، ولي بسيار نامحتمل است‌.

3. فرانسه
گاستُن فبوس

گاستن سوم كنت فوا، ويكنت بئارن‌، ملقب به فبوس (1331 ـ 1391).
موٴلف كتابي به زبان فرانسه در باب شكار، كه از بهترين و معروف‌ترين آثار نوع خودش در سده‌هاي ميانه‌، شد.
گاستُن سوم در سال 1331، زاده شد؛ پسر گاستن دوم كنت فوا و اِلِنوراي كامينگي بود؛ در شانزده سالگي‌، از سوي شاه به سمت نايب‌الحكومه‌ٴ لانگدوك منصوب شد؛ در سال 1348، با آگنس‌، دختر شاه ناوار، ازدواج كرد. او از بزرگ‌ترين امراي فئودال جنوب فرانسه و از معروف‌ترين جنگاوران عصر خويش‌، بود. بيان خلاصه‌اي از مشاغل نظامي و سياسي بسيار بغرنجش مجال زيادي مي‌خواهد؛ او گاه‌، با انگلستان در جنگ بود؛ گاه‌، با فرانسه و گاهي هم‌، بي‌طرف ماند. شكارچي معروفي بود، به‌عنوان شهسواري تمام عيار شهرت داشت و فرواسار او را بسيار ستوده‌است‌. درست است كه طماع و شهوت‌راني بي‌رحم بود، يگانه پسرش را به‌دست‌ خويش خفه كرد، مرتكب جنايات و خيانت‌هاي بسيار ديگري شد، ولي بايد او را با ساير افراد طبقه و عصرش قياس كرد. احتمالاً كمي بهتر از معاصرانش كُنت‌ِ آرمانياك و دوك ژان دو بِري‌ بود. در سال 1391 بر اثر ضربه‌اي در ارتا (در بئارن در استان پيرنه‌ٴ عليا) درگذشت‌.
در مورد او تنها از اين لحاظ بايد چيزي گفت كه حامي هنر و ادبيات و موٴلف كتاب باارزشي‌ در زمينه‌ٴ شكار است‌. كتاب‌خانه‌ٴ خوبي فراهم ساخت و نسخه‌هاي خطي مُذهب زيادي در دست‌ است كه براي او تهيه شده است‌.
او در سال 1387 تأليف رساله‌ٴ بزرگي را در باب شكار به زبان فرانسه آغاز كرد كه در سده‌ٴ پانزدهم مورد توجه قرار گرفت‌. البته اين توجه بيشتر در محافل اشرافي بود، زيرا شكار يكي از